۱۴۰۵ فروردین ۲۶, چهارشنبه

اصلاح طلبان ناصالح ( حسن روحانی)


ایران عزیز. نوبت می رسد به حسن روحانی. مردی که با کلید تدبیر و امید و لبخندهای ساختگی آمد. قول داد همه قفلها را باز کند. تحریمها را بردارد. اقتصاد را رونق ببخشد و زندگی مردم را بهتر کند. اما در عمل شد رئیس دولتی که کلیدش فقط قفل جیب مردم و سفره خالی شان را بیشتر بست و تورم وحشتناک،سقوط ارزش ریال، فقر گسترده،

حقوقهای نجومی مدیران و فساد برادرش حسین فریدون را به ارمغان آورد. او هشت سال کشور را اداره کرد اما اولویتش حفظ نظام، رانت اطرافیان و سفید کردن چهره رژیم بود نه زندگی واقعی مردم.

حسن روحانی در سال ۱۳۹۲ با رأی میلیونها ایرانی که از تورم احمدی نژاد خسته شده بودند به ریاست جمهوری رسید. در برنامه تلویزیونی انتخاباتی اش کلید را بالا گرفت و با لبخند گفت همه چیز با تدبیر و امید و با این کلید حل خواهد شد. مسئله هسته ای و تحریمها حل می شود و رونق اقتصادی ایجاد خواهد شد. مردم امیدوار شدند. کلید تدبیر نماد انتخاباتی او شد و میلیونها نفر فکر کردند بالاخره قفل مشکلات باز می شود. اما خیلی زود معلوم شد این کلید فقط برای باز کردن قفلهای رژیم و جیب اطرافیان کار می کند نه برای مردم. تورم وحشتناک که در برخی دوره ها به بالای ۴۰ درصد رسید. سقوط شدید ارزش ریال که قدرت خرید مردم را نابود کرد. بیکاری گسترده جوانان. فقر و گرانی که میلیونها خانواده را زیر خط فقر برد. حتی گزارشهای رسمی خود دولت نشان می داد که در دوران روحانی شکاف طبقاتی بیشتر شد و ثروت به جیب خاصی رفت. روحانی همیشه ادعا می کرد فساد اصلاح طلب و اصولگرا نمی شناسد اما در عمل دولتش پر از اتهامات فساد بود و او هیچ برخورد جدی نکرد. کلید تدبیرش فقط عکس چرخید و قفلها بیشتر قفل شد و مردم بیشتر فقیر شدند.

یکی از بزرگترین رسوایی های دوران روحانی جنجال حقوقهای نجومی بود. در سال ۱۳۹۵ فیشهای حقوقی مدیران دولتی افشا شد. مدیران بیمه مرکزی، بانک رفاه، بانک ملت،صندوق توسعه ملی و برخی سازمانها ماهانه دهها میلیون تومان حقوق و مزایا دریافت می کردند در حالی که کارگران و کارمندان عادی با حقوقهای ناچیز زندگی می کردند. بسیاری از این انتصابات به نفوذ اطرافیان روحانی به ویژه برادرش حسین فریدون نسبت داده شد. منتقدان گفتند سرنخ این فیشها در دفتر رئیس جمهور است و حسین فریدون در کادرسازی و انتصاب مدیران نقش کلیدی داشته. حتی ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور مستقیم گفت که در انتصاب علی صدقی مدیرعامل بانک رفاه با اصرار یکی از نزدیکان روحانی این اتفاق افتاده. روحانی در ظاهر دستور پیگیری داد اما عملا برخورد جدی نشد و فقط چند نفر استعفا دادند. کلید تدبیرش برای باز کردن قفل حقوقهای نجومی عالی کار کرد اما برای سفره مردم هیچ.

اما بدترین و کثیف ترین بخش کارنامه روحانی پرونده برادرش حسین فریدون بود. حسین فریدون به عنوان دستیار ویژه رئیس جمهور و چشم و گوش او در بسیاری از امور از جمله مذاکرات هسته ای حضور داشت. او متهم به دریافت رشوه های کلان،ارتشا، پولشویی،شنود غیرقانونی از دفتر رئیس جمهور،دخالت در انتصاب مدیران بانکی، تاسیس صرافی در زمان دولت و زیانهای میلیاردی به نظام بانکی شد. در نهایت دادگاه او را به پنج سال حبس قطعی و رد مال به مبلغ ۳۱ میلیارد تومان محکوم کرد. حکم اولیه هفت سال بود که در تجدیدنظر به پنج سال کاهش یافت اما رد مال و جزای نقدی باقی ماند. اتهام اصلی اخذ رشوه از بدهکاران بزرگ بانکی مثل رسول دانیال زاده بود. فریدون متهم بود که با نفوذ برادرش در انتصاب مدیران بانک رفاه و بانک ملت نقش داشته و در ازای آن رشوه گرفته. پرونده او با فساد اکبر طبری و برخی بدهکاران بانکی دیگر هم مرتبط بود. شایعات حتی بدتر بودند. برخی گزارشها از ارتباط فریدون با شبکه های فساد ارزی. اختلاس در پتروشیمی،کمک مالی از بابک زنجانی برای ستاد انتخاباتی، شنود غیرقانونی از دفتر روحانی، تاسیس صرافی در زمان دولت،نقش در زیان سه هزار میلیارد تومانی بورس، معرفی غیرقانونی برای تحصیل دکترا در دانشگاه شهید بهشتی و حتی تقلید صدای رئیس جمهور برای ترخیص کالا حرف می زدند. سه نماینده مجلس او را به تقلید صدای روحانی برای ترخیص کالا متهم کردند. شایعات درباره واریز پول به حساب دختر فریدون در لندن و کانادا از سوی مالامیری هم مطرح شد. فریدون متهم بود که با فشار بر بانکها وامهای کلان به بدهکاران داده و در مقابل رانت دریافت کرده. او ابتدا در سال ۱۳۹۶ بازداشت شد، با وثیقه سنگین آزاد گردید و دوباره به زندان رفت. او این اتهامات را رد می کرد و می گفت پرونده سیاسی است اما دادگاه حکم قطعی صادر کرد. این پرونده نشان داد که در دولت روحانی خویشاوندسالاری و فساد خانوادگی به اوج رسید و رئیس جمهور حاضر نبود حتی برادر خودش را قربانی کند. وقتی حکم قطعی شد روحانی فقط سکوت کرد یا به طور غیرمستقیم از آن دفاع کرد. کلید تدبیرش برای باز کردن قفل زندان برادرش هم کار نکرد اما برای رانتهای میلیاردی عالی بود.

فساد در دولت روحانی محدود به برادر نبود. گزارشهای متعدد از رانتهای پتروشیمی،اختلاس در قراردادهای نفتی و گاز. قشم به عنوان منطقه غارت اموال عمومی،شرکتهای صوری و حتی ماجرای شرکتهای مرتبط با اطرافیان حرف می زدند. یک نماینده مجلس مستقیم روحانی و برادرش را متهم کرد که قشم را به منطقه غارت تبدیل کرده اند. تورم و سقوط اقتصاد در دوران روحانی باعث شد بسیاری از کارشناسان بگویند سیاستهای او دقیقا بذر فساد سیستمی را کاشت و فقط به رژیم نفس تازه داد نه به مردم. برجام هم که روحانی آن را افتخار می دانست و با کلید تدبیر قفل تحریمها را باز کرده بود در عمل فقط تحریمها را موقتا کم کرد اما پولهای آزاد شده بیشتر به جیب نهادهای نظامی و امنیتی رفت نه به سفره مردم. شایعات درباره خانواده روحانی هم کم نبود. از رانتهای پدر داماد گرفته تا عضویت برخی نزدیکان در هیئت علمی دانشگاهها با نفوذ سیاسی و حتی زندگی لوکس اطرافیان در خارج. هرچند روحانی همیشه انکار می کرد اما مردم این حرفها را باور نکردند چون تورم و گرانی روزانه را لمس می کردند و کلید معروفش فقط قفل مشکلاتشان را بیشتر بست.

یکی از سیاه ترین جنایات دوران روحانی سرکوب خونین اعتراضات آبان ۱۳۹۸ بود. اعتراضاتی که ابتدا به دلیل افزایش ناگهانی و سه برابری قیمت بنزین آغاز شد اما سریع به اعتراض گسترده علیه فقر. فساد سیستماتیک. تبعیض و کل نظام تبدیل گردید. روحانی به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی مسئولیت مستقیم داشت اما معترضان را اشرار، اخلالگر و عوامل خارجی خواند و از سرکوب شدید حمایت کرد. نیروهای امنیتی و سپاه با شلیک مستقیم به مردم، تیراندازی از پشت بامها و استفاده از سلاح های جنگی صدها نفر را کشتند. گزارشهای بین المللی مانند رویترز تعداد کشته ها را حدود ۱۵۰۰ نفر تخمین زدند. عفو بین الملل حداقل ۳۰۴ نفر را با نام و سند ثبت کرد و برخی منابع حتی بالاتر از این اعداد را ذکر کردند. هزاران نفر بازداشت و شکنجه شدند. اینترنت برای چند روز کامل قطع شد تا جهان از جنایت مطلع نشود. روحانی هیچ عذرخواهی نکرد و حتی بعد از کشتار گفت همه چیز تحت کنترل است. این جنایت نشان داد که کلید تدبیر روحانی برای باز کردن قفل آزادی مردم کار نکرد اما برای قفل کردن دهان معترضان و پنهان کردن جنایت عالی بود. فساد پنهان پشت تصمیم افزایش بنزین هم مطرح بود. بسیاری معتقد بودند این افزایش برای جبران کسری بودجه ناشی از فساد و رانت های حکومتی بود نه برای کمک به اقشار ضعیف. پول حاصل از افزایش قیمت بنزین قرار بود به مردم داده شود اما عملا به جیب نهادهای نظامی و امنیتی رفت و مردم بیشتر فقیر شدند.

روحانی در سخنرانیهای آخر ریاست جمهوری اش ادعا می کرد که فساد را ریشه کن کرده اما واقعیت این بود که رتبه فساد ایران در جهان همچنان یکی از بدترین ها بود و گزارشهای شفافیت بین المللی نشان می داد که فساد سیستمی در دولت او هم ادامه داشت. او موسوی و کروبی را در حصر نگه داشت و هیچ جرات نکرد با هسته اصلی قدرت دربیفتد. برجام را امضا کرد اما وقتی ترامپ خارج شد فقط سکوت کرد و مردم را با تورم وحشتناک تنها گذاشت. حالا هم هر از گاهی بیانیه می دهد و از دموکراسی حرف می زند اما عملا هیچ حسابرسی از هشت سال ریاست جمهوری اش نکرده. نه از تورم و فقر. نه از حقوقهای نجومی. نه از فساد برادرش و اطرافیان. نه از خون معترضان آبان ۹۸. کلید تدبیرش فقط برای سفید کردن رژیم و حفظ قدرت کار کرد نه برای ایران و مردمش.

اصلاح طلبان ناصالح! حسن روحانی هم الگوی واقعی شماست. مردی که با کلید تدبیر و امید تورم و فساد آورد. برادرش را به رانت و ارتشای ۳۱ میلیارد تومانی رساند. برجام را برای نفس کشیدن رژیم امضا کرد و در آبان ۹۸ با سرکوب خونین صدها نفر را کشت. کلید معروفش قفل همه مشکلات مردم را بست و فقط قفل جیب اطرافیان را باز کرد. شما با حمایت از چنین چهره هایی فقط رژیم را سفید کردید. مردم را در چرخه امید و ناامیدی نگه داشتید و راه را برای ادامه غارت و سرکوب هموار کردید

اما دیگر مردم بیدارند.

 این بازی دوقطبی تمام شده

نه به اصلاح طلبان ناصالح، نه به اصولگرایان فاسد، نه به جمهوری اسلامی ایران ،فقط ایران آزاد.

سمانه محمدی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اصلاح طلبان ناصالح ( حسن روحانی)

ایران عزیز. نوبت می رسد به حسن روحانی. مردی که با کلید تدبیر و امید و لبخندهای ساختگی آمد. قول داد همه قفلها را باز کند. تحریمها را بردارد. ...