ابوالقاسم صلواتی، متولد ۲۵ تیر ۱۳۴۶ در شهرستان تویسرکان استان همدان، این جلاد ۵۸ ساله، بیش از چهار دهه است که به عنوان یکی از وحشیترین، بدنامترین، خونخوارترین و جنایتکارترین چهرههای قضایی تاریخ معاصر ایران عمل کرده است. او نه قاضی، بلکه جلاد رسمی رژیم، خلخالی دوم، قاضی مرگ، Judge of Death و جلاد شعبه ۱۵ است.
صلواتی ابزاری کثیف، فاسد و خونآشام ولایت فقیه است که برای سرکوب هر صدای اعتراض، هر فریاد آزادی، هر مطالبه انسانی، هر جنبش مدنی و هر شعاری مانند «زن، زندگی، آزادی» به کار گرفته شده. او نماد کامل دستگاه قضایی فاسد، ضدبشری، جنایتکار و خونریز جمهوری اسلامی است؛ دستگاهی که عدالت را به سخره گرفته، کرامت انسانی را لگدمال کرده، قانون را به ابزار سرکوب تبدیل کرده و تنها زبانش طناب دار، سلول انفرادی، شلاق، شکنجه وحشیانه و اعترافات اجباری بوده است.زندگی اولیه و صعود خونین در ماشین سرکوب
اطلاعات دقیق از کودکی و نوجوانی این جلاد عمداً پنهان نگه داشته شده است. در خانوادهای معمولی تویسرکان بزرگ شد و فاقد مدرک دانشگاهی معتبر حقوق است ،حتی برخی گزارشها تردید جدی دارند که نام واقعی او ابوالقاسم صلواتی باشد. در جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) به عنوان بسیجی فعال بود، مجروح شد و همین دوره آغاز وفاداری مطلق و کورکورانه او به نظام شد. پس از جنگ، در ۱۳۶۶ به پلیس قضایی کردستان پیوست و در ۱۳۷۰ قاضی و معاون دادستان سنندج شد. آنجا دستانش به خون کردها، سنیها و اقلیتهای قومی و مذهبی آلوده گردید و به عنوان قاضی «امنیتمحور» و وفادار مطلق شناخته شد. در ۱۳۷۴ ریاست حراست دادگاههای انقلاب را گرفت و در ۱۳۸۲ با حمایت مستقیم سعید مرتضوی به ریاست شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران رسید. از آن زمان تا بهار ۱۴۰۵، بیش از ۲۳ سال بیوقفه در این صندلی مرگ نشسته و همزمان در دادگاههای عمومی، جرایم اقتصادی و پروندههای حساس نیز فعال بوده است.
روش جنایتبار: دادگاههای نمایشی، شکنجه و مرگ
صلواتی متخصص مطلق «دادگاههای فرمایشی» است. جلسات او اغلب چند دقیقهای، آنلاین، گروهی و کاملاً نمایشی هستند: بدون وکیل مستقل، بدون دسترسی متهم به مدارک کامل پرونده، بدون حق دفاع واقعی، بدون شاهد و بدون هیچ استاندارد دادرسی عادلانه. همه چیز بر پایه اعترافات اجباری اخذشده تحت شکنجه وحشیانه استوار است — شلاق، سلول انفرادی طولانیمدت، فشار روانی شدید، تهدید خانواده، ضرب و شتم و حتی تجاوز. او صدها و هزاران معترض، روزنامهنگار، فعال مدنی، دانشجو، اقلیت مذهبی (بهائیان، سنیها، کردها)، فعالان محیط زیست، کارگران، معلمان، دوتابعیتیها و هر صدای آزادیخواهی را با اتهامات کاملاً ساختگی «محاربه»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «فساد فیالارض» و «همکاری با دشمن» به اعدام، زندانهای طویلالمدت، تبعید و شلاق محکوم کرده است.
طبق گزارشهای متعدد اطلس زندانهای ایران، هرانا، عفو بینالملل، سازمان حقوق بشر ایران (IHR) و گزارشگر ویژه سازمان ملل، صلواتی تا سال ۱۴۰۴ دستکم ۳۶۴ پرونده، حدود ۳۰ تا ۳۵ حکم اعدام مستقیم و بیش از ۱۵۱۵ سال زندان (در مجموع برای صدها متهم) صادر کرده است. او نه تنها حکم میدهد، بلکه با سرعت و بیرحمی احکام را اجرا میکند تا رژیم بتواند پیام وحشت و ارعاب را به جامعه بفرستد.
بعضی پروندههای خونین و جنایتبار او
اعتراضات ۱۳۸۸ (جنبش سبز): قاضی اصلی دادگاههای نمایشی تلویزیونی که از صداوسیمای رژیم پخش میشد. صدها معترض را محکوم کرد. محمدرضا علیزمانی و آرش رحمانیپور را به اتهام محاربه اعدام کرد. محمدعلی ابطحی، بهزاد نبوی، عبدالله رمضانزاده و دهها نفر دیگر را به زندانهای طولانی فرستاد. این دادگاهها الگوی محاکمه نمایشی او را برای تمام دهههای بعد تثبیت کرد.
اعدامهای عقیدتی و سیاسی: روحالله زم (مدیر آمدنیوز، ۱۳۹۹) را به ۱۷ اتهام محکوم و اعدام کرد. محسن امیراصلانی (مفسر قرآن، ۱۳۹۳) را به اتهام «ارتداد» اعدام کرد. زانیار و لقمان مرادی و شیرین علمهولی (فعالان کرد، ۱۳۹۱) را به اتهام محاربه اعدام کرد. زهرا بهرامی (ایرانی-هلندی، ۱۳۸۹) و احمدرضا جلالی (پزشک ایرانی-سوئدی) را نیز به مرگ محکوم کرد و علناً گفت «حکمش اعدام است و تغییری نمیکند».
اعتراضات ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ (زن، زندگی، آزادی): محسن شکاری (اولین اعدامی ۱۴۰۱) و محمد قبادلو را اعدام کرد. فعالان محیط زیست نیلوفر بیانی و همکارانش را با اعترافات اجباری تحت شکنجه محکوم کرد. آتنا فرقدانی را به ۱۲ سال و ۹ ماه زندان فرستاد. اسماعیل عبدی، فعالان معلمان، کارگران، بهائیان و صدها نفر دیگر را نابود کرد.
نقش مستقیم و جنایتبار در قیام دیماه ۱۴۰۴
در اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴، صلواتی بار دیگر به اوج جنایت رسید. احکام گروهی آنلاین صادر کرد که مستقیماً منجر به موج وحشیانه ۱۴ اعدام در کمتر از سه هفته شد. پرونده اصلی تهران (پایگاه بسیج شرق تهران / خیابان دماوند، بازداشت ۱۸ دی):
امیرحسین حاتمی (۱۸ ساله، نوجوان معترض)
محمدامین بیگلری (۱۹ ساله، شاگرد آرایشگر، تکفرزند با مادر فوتشده)
شاهین واحدپرست (کولو) (همسر باردار، قبل اعدام به سگهایش خداحافظی کرد)
علی فهیم (۲۳ ساله، کار در کافه و اسنپ، فروش سفال)
ابوالفضل صالحی سیاوشانی و دیگران
اتهامات مسخره و ساختگی: «ورود به اماکن نظامی با قصد سرقت سلاح»، «محاربه»، «آتشزدن پایگاه». حکمها ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ توسط خود صلواتی صادر، سریع تأیید و در فروردین ۱۴۰۵ اجرا شد. پیکرها هنوز به خانواده تحویل داده نشده است. همین الگوی جنایتبار در مشهد (مهدی رسولی، محمدرضا میری، ابراهیم دولتآبادی)، قم (صالح محمدی ۱۹ ساله کشتیگیر، مهدی قاسمی، سعید داودی) و اصفهان (عرفان کیانی) تکرار شد.
تحریمهای بینالمللی
اتحادیه اروپا از فروردین ۱۳۹۰ او را تحریم کرد (ممنوعیت سفر و مسدود کردن داراییها). آمریکا در آذر ۱۳۹۸ او را به عنوان «قاضی مرگ» تحریم کرد. کانادا و بریتانیا نیز پیوستند. این تحریمها سند رسمی و بینالمللی جنایت علیه بشریت توسط صلواتی است.
امروز، در بهار ۱۴۰۵، صلواتی همچنان در شعبه ۱۵ نشسته، احکام مرگ جدید صادر میکند و به رژیم قاتل کمک میکند تا صدای نسل جوان، خسته از فقر، سرکوب، فساد و دروغ را با طناب دار خفه کند. او ابزار مستقیم وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و ولایت فقیه برای ایجاد وحشت در جامعه است.
ابوالقاسم صلواتی، قاضی مرگ، تو و تمام همپالکیهایت برای همیشه لعنتشده خواهید ماند! خون هزاران قربانیات از جنبش سبز تا قیام دیماه ۱۴۰۴ فریاد میزند و فراموش نخواهد شد. این خونها خشک نمیشود، لکه ننگی ابدی بر پیشانی جمهوری اسلامی است و روز انتقام و حسابرسی حتمی و نزدیک است. این رژیم با دستان خونین تو و امثال تو ساخته شده و با خون مردم ایران خواهد افتاد.
نه به قاضی مرگ!
نه به جمهوری اسلامی قاتل!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر