در جمهوری اسلامی ایران، فرهنگ نه یک عرصهی مستقل، بلکه حوزهای تحت نظارت و کنترل ساختاری دولت بوده است. سینما، موسیقی و تئاتر — بهعنوان مؤثرترین ابزارهای بیان اجتماعی — همواره با نظام مجوز، سانسور و
نظارت امنیتی مواجه بودهاند.سانسور سیستماتیک در سینما
فیلمنامهها پیش از تولید باید تأیید شوند.
فیلمها پیش از اکران باید بازبینی شوند.
و حتی پس از صدور مجوز نیز ممکن است توقیف شوند.
مضامین مرتبط با نقد سیاسی، حقوق زنان، اعتراضات اجتماعی، آزادیهای فردی یا روایتهای مستقل تاریخی، اغلب با محدودیت مواجه میشوند. بسیاری از فیلمها اجازه نمایش عمومی پیدا نکردهاند یا پس از تولید، سالها در توقیف ماندهاند. برخی فیلمسازان نیز به دلیل آثارشان با احضار، بازداشت یا ممنوعالکاری روبهرو شدهاند.
این روند، آزادی بیان هنری را به تصمیم نهادهای نظارتی وابسته کرده و استقلال سینما را محدود ساخته است.
محدودیت در موسیقی
در حوزه موسیقی، صدور مجوز برای انتشار آلبوم یا برگزاری کنسرت به فرآیندی پیچیده و بعضاً سلیقهای تبدیل شده است.
لغو ناگهانی کنسرتها، محدودیت برای خوانندگان زن، ممنوعیت برخی سبکهای موسیقی و فشار بر هنرمندان منتقد، بخشی از این ساختار کنترلی است.
موسیقی که میتواند بازتابدهنده احساسات و مطالبات اجتماعی باشد، در بسیاری موارد به چارچوبهای ایدئولوژیک محدود شده است.
فشار بر تئاتر
تئاتر، به دلیل ارتباط مستقیم با مخاطب، همواره حساس تلقی شده است. نمایشنامهها پیش از اجرا بازبینی میشوند و در صورت تشخیص «مغایرت»، اصلاح یا توقیف میگردند. گروههای نمایشی با خطر لغو اجرا در آخرین لحظات روبهرو هستند. این وضعیت، امنیت حرفهای فعالان تئاتر را تضعیف کرده است.
بهرهبرداری سیاسی از هنر
در کنار سانسور و محدودسازی، دولت جمهوری اسلامی ایران از ظرفیت هنرمندان برای پیشبرد اهداف سیاسی نیز بهره برده است.
حمایتهای مالی و امکانات تولید، عمدتاً به آثاری اختصاص یافته که روایت رسمی و مطلوب دولت را بازتولید میکنند. جشنوارهها، تولیدات سفارشی و پروژههای فرهنگی، در بسیاری موارد در راستای تقویت گفتمان سیاسی حاکم شکل گرفتهاند.
در چنین فضایی، هنرمند مستقل یا باید با چارچوب رسمی همسو شود یا با محدودیت و حذف مواجه گردد.
این دوگانه — یا همراهی، یا حذف — یکی از جدیترین تهدیدها برای آزادی هنری در ایران است.
آزادی هنری بخشی از آزادی بیان است و در اسناد بینالمللی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است. محدودسازی سیستماتیک سینما، موسیقی و تئاتر، نقض حق مشارکت فرهنگی و نقض حق بیان آزادانه است.
هنر، ابزار تبلیغاتی نیست.
هنرمند، کارمند دستگاه سیاسی نیست.
و فرهنگ، نباید در خدمت حذف صداهای مستقل قرار گیرد.
تا زمانی که استقلال هنر به رسمیت شناخته نشود، سانسور ادامه خواهد داشت و جامعه از تنوع روایتها محروم خواهد ماند.
دیدهبان حق
صدای آزادی بیان و استقلال فرهنگی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر