۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

نفت: بلا یا برکت؟

 

داستان فاجعه‌بار نفت ایران که جمهوری اسلامی آن را به بدترین، کثیف‌ترین و ویرانگرترین نفرین ممکن برای ملت تبدیل

کرده است.

در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ شمسی، جهش درآمد نفت ایران را به دوران رشد سریع برد: جاده‌های آسفالته، بیمارستان‌های مدرن، دانشگاه‌ها و کارخانه‌ها ساخته شد و سطح زندگی میلیون‌ها نفر بهبود یافت. اما حتی در آن دوره هم بذر وابستگی کاشته شد. بودجه دولت بیش از پیش به نفت گره خورد، پاسخگویی سیاسی کاهش یافت و بیماری هلندی اقتصاد را بیمار کرد: ورود سیل‌آسای ارز خارجی، ارزش پول ملی را بالا برد، صادرات غیرنفتی را نابود کرد، کشاورزی و صنایع داخلی را فلج نمود و کشور را به یک اقتصاد تک‌محصولی تبدیل کرد.

انقلاب اسلامی قرار بود همه چیز را تغییر دهد و استقلال بیاورد، اما در واقعیت، جمهوری اسلامی نفت را به بدترین بلا برای ملت ایران تبدیل کرد. بیش از چهار دهه سوءمدیریت، فساد سیستماتیک و اولویت دادن به ایدئولوژی، قدرت نظامی و حفظ نظام بر رفاه مردم، باعث شد ایران با یکی از غنی‌ترین ذخایر نفت جهان  بیش از ۲۰۸ میلیارد بشکه ذخایر اثبات‌شده (سومین کشور جهان)  هنوز در دام فقر، تورم، بیکاری، مهاجرت نخبگان و عقب‌ماندگی عمیق بماند. بودجه دولت همچنان به شدت وابسته به درآمد نفت است (گاهی بیش از ۴۰-۵۰ درصد)، و هر افت قیمت یا تحریم، کشور را به بحران بودجه‌ای وحشتناک می‌کشاند.

اما بخش تاریک‌تر و کوبنده‌تر ماجرا، فساد عمیق و ساختاری در صنعت نفت است که جمهوری اسلامی آن را به یک ماشین غارت سازمان‌یافته تبدیل کرده. فساد در وزارت نفت، شرکت ملی نفت، پتروشیمی‌ها و شبکه فروش دور زدن تحریم‌ها، میلیاردها دلار از ثروت ملت را مستقیماً به جیب حلقه‌های قدرت، سپاه پاسداران، ستاد اجرایی فرمان امام و کارتل‌های اقتصادی وابسته به بیت رهبری ریخته است.

نمونه‌های بارز این فساد وحشتناک عبارتند از:

پرونده فساد پتروشیمی به ارزش ۶.۶ میلیارد یورو: یکی از بزرگ‌ترین اختلاس‌های تاریخ ایران که مدیران و شرکت‌های وابسته به نهادهای حکومتی در آن دخیل بودند. متهمان شامل مدیران پتروشیمی و حتی نیروهای مرتبط با وزارت اطلاعات بودند که با شبکه‌های پیچیده، ثروت عظیم را غارت کردند.

اختلاس‌های متعدد در شرکت ملی نفت: از جمله اختلاس ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیارد تومانی توسط مدیران مالی و کارمندان که سال‌ها ادامه داشت و در برخی موارد، متهمان به جای مجازات واقعی، اجازه فرار یافتند. یکی از مدیران مالی شرکت ملی نفت برای سال‌ها دزدی می‌کرد و وقتی کشف شد، به او گفتند اموال را بردارد و فرار کند . دقیقاً مثل پرونده‌های مشابه خاوری.

فساد فروش نفت و دلالان کارتل‌های خامنه‌ای: در سال‌های اخیر، افشاگری‌های متعدد نشان داد که دلالان نفتی وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام (در زمان ریاست محمد مخبر) با همکاری بانک پاسارگاد و شورای عالی امنیت ملی، میلیون‌ها دلار نفت را در بازار سیاه فروختند اما پول آن را به کشور برنگرداندند. مثلاً برای دلالی به نام ادمان نفریه، ۵۰۰ میلیون دلار ضمانت‌نامه صادر شد و نفت فروخته شد، اما میلیاردها دلار گم شد. گزارش‌ها از بیش از ۱۱ میلیارد دلار درآمد نفتی گمشده فقط در سال ۱۴۰۲ حکایت دارند.

کنترل سپاه پاسداران بر صادرات نفت: سپاه پاسداران (IRGC) در سال‌های اخیر ۴۰ تا ۵۰ درصد صادرات نفت ایران را کنترل کرده و از این طریق میلیاردها دلار درآمد مستقیم به دست آورده. این کنترل، همراه با شبکه‌های قاچاق سوخت، سالانه حدود ۴ میلیارد دلار فقط از طریق قاچاق بنزین از اقتصاد ایران خارج می‌کند. روزانه میلیون‌ها لیتر سوخت (تا ۲۰ میلیون لیتر) ناپدید می‌شود. از خطوط لوله مخفی در هرمزگان گرفته تا شبکه‌های سازمان‌یافته در استان‌های مرزی.

پرونده بابک زنجانی: نماد بارز فساد دوران احمدی‌نژاد؛ او مأمور فروش نفت برای دور زدن تحریم‌ها شد اما میلیاردها دلار را اختلاس کرد. هرچند محکوم شد، اما این پرونده نشان داد چگونه «مافیای نفتی» با حمایت مقامات بالا عمل می‌کند.

رشوه‌های خارجی و پرونده‌های بین‌المللی: شرکت‌هایی مثل Total فرانسه و Statoil نروژ برای گرفتن قراردادهای نفتی (مانند میدان‌های سیرری و فازهای پارس جنوبی) ده‌ها میلیون دلار رشوه به مقامات ایرانی پرداختند. این موارد فقط نوک کوه یخ فساد ساختاری است.

قاچاق سوخت و شبکه‌های نظامی: کشف خطوط لوله دو کیلومتری برای سرقت روزانه ۷۰ هزار لیتر سوخت هواپیمایی در هرمزگان، یا قاچاق سازمان‌یافته بنزین توسط شبکه‌های وابسته به سپاه، نشان می‌دهد فساد تا چه حد نهادینه شده. حتی شهرداران روستایی، کارمندان وزارت صنعت و نمایندگان مجلس در برخی پرونده‌ها دستگیر شده‌اند.

این فسادها تصادفی نیستند. مطالعات اقتصادی نشان می‌دهد که هر شوک مثبت در درآمد نفت (مثل افزایش قیمت یا صادرات پس از کاهش موقت تحریم‌ها) مستقیماً سطح فساد را در ایران افزایش می‌دهد  چون پول آسان بدون شفافیت و نظارت، رانت و غارت را تشویق می‌کند. نتیجه؟ رتبه ایران در شاخص ادراک فساد Transparency International همیشه در پایین‌ترین سطوح جهان (نزدیک به ۱۵۰ از ۱۸۰ کشور) قرار دارد.

خوزستان، قلب تپنده نفت ایران، نماد زنده این فاجعه است. استانی که میلیاردها دلار ثروت نفتی از دل خاکش بیرون آمده، امروز غرق در فقر مطلق، بی‌آبی، حاشیه‌نشینی گسترده، آلودگی شدید هوا و بیماری‌های تنفسی است. مردم در سایه دود پالایشگاه‌ها و گرد و غبار ناشی از خشک شدن تالاب‌ها زندگی می‌کنند، در حالی که رژیم با همان پول نفت، موشک، پهپاد، جنگ‌های نیابتی و رانت برای حلقه‌های درونی می‌سازد.

و حالا تنگه هرمز، نماد حماقت استراتژیک و خودزنی رژیم. این تنگه باریک  با عرض کمترین نقطه فقط ۳۳ کیلومتر  قلب تجارت انرژی جهان است. روزانه حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده (حدود ۲۰ درصد کل تجارت جهانی نفت) از اینجا عبور می‌کند. رژیم بارها تهدید به بستن آن کرده و در درگیری‌های اخیر (۲۰۲۶) عملاً ترافیک را مختل کرد. نتیجه؟ جهش قیمت جهانی نفت، اما بیشترین آسیب به خود ایران: چون بیش از ۸۰ درصد صادرات و تجارت نفتی ما از همین تنگه وابسته است. این سیاست‌ها نه تنها جهان را گروگان می‌گیرد، بلکه تحریم‌های بیشتر، کاهش صادرات و فقر شدیدتر برای مردم عادی به همراه دارد.

جمهوری اسلامی نفت را از یک نعمت بالقوه به بدترین بلا برای ملت ایران تبدیل کرد. بیش از چهار دهه غارت منابع، فساد نهادینه‌شده در بالاترین سطوح، اولویت جنگ و ایدئولوژی بر رفاه، و ماجراجویی‌هایی که تحریم‌ها را یکی پس از دیگری دعوت کردند، باعث شده کشوری با این همه ثروت نفتی و گازی، هنوز با تورم مزمن، بیکاری جوانان، مهاجرت اجباری نخبگان و نارضایتی عمیق دست‌وپا بزند. خوزستان نماد این خیانت تاریخی است و تنگه هرمز نشان‌دهنده این واقعیت تلخ که رژیم نه تنها اقتصاد را نابود کرده، بلکه امنیت ملی، آینده فرزندانمان و حتی محیط زیست منطقه را هم به خطر انداخته است.

نفت ذاتاً بلا نیست؛ اما وقتی در دست یک رژیم فاسد، ایدئولوژیک، نظامی‌محور و کاملاً ناکارآمد قرار بگیرد، به ابزاری برای سرکوب، جنگ، رانت و فقر گسترده تبدیل می‌شود. بعد از یک قرن تجربه تلخ، وقت آن رسیده که این حقیقت را فریاد بزنیم: تا وقتی ساختار قدرت تغییر اساسی نکند، نفت همیشه بلا خواهد ماند و ملت ایران همچنان قربانی این «نفرین مهندسی‌شده» خواهد بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اصلاح طلبان ناصالح ( حسن روحانی)

ایران عزیز. نوبت می رسد به حسن روحانی. مردی که با کلید تدبیر و امید و لبخندهای ساختگی آمد. قول داد همه قفلها را باز کند. تحریمها را بردارد. ...