در جمهوری اسلامی ایران، سرکوب و خشونت بدون نام بردن از علی خامنهای قابل توضیح نیست. او بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی و بالاترین مقام سیاسی و نظامی کشور، مسئول مستقیم سیاستهایی است که به کشتهشدن، زندانیشدن و سرکوب گسترده شهروندان منجر شده است.
در طول سالهای رهبری علی خامنهای، هزاران نفر در جریان اعتراضات مردمی، اعدامها، سرکوبهای خیابانی و بازداشتهای خشونتآمیز جان خود را از دست دادهاند. این خونریزیها نه اتفاقی بودهاند و نه خارج از ارادهی قدرت؛ بلکه نتیجهی تصمیمها، فرمانها و ساختاری هستند که مستقیماً تحت نظر او عمل میکند.
خامنهای فرمانده کل نیروهای مسلح است. نیروهایی که بارها و بارها علیه مردم غیرمسلح به کار گرفته شدهاند؛
از سرکوب اعتراضات خیابانی
تا شلیک مستقیم به معترضان
تا کشتار در زندانها و اعمال شکنجه سیستماتیک.
هیچیک از اینها بدون رضایت و حمایت رهبر جمهوری اسلامی ممکن نبوده است.
آنچه این کارنامه را «خونبار» میکند، صرفاً تعداد قربانیان نیست، بلکه بیارزشکردن جان انسان در گفتمان رسمی قدرت است. در سخنان و مواضع علی خامنهای، معترضان بارها «دشمن»، «اغتشاشگر» یا «عوامل بیگانه» نامیده شدهاند؛ واژههایی که راه را برای خشونت، کشتار و سرکوب هموار میکنند.
از منظر حقوق بینالملل، مسئولیت نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر، تنها متوجه مجریان مستقیم نیست، بلکه متوجه مقاماتی است که دستور میدهند، حمایت میکنند یا آگاهانه سکوت میکنند. علی خامنهای در تمام این سالها نهتنها مانع این جنایات نشده، بلکه از عاملان آنها حمایت سیاسی و ایدئولوژیک کرده است.
خونریزی، زمانی «عادی» میشود که پاسخگویی وجود نداشته باشد.
و علی خامنهای نماد همین بیپاسخگویی است؛
نماد نظامی که برای حفظ قدرت، جان انسان را قربانی میکند و تن خود را در خون جوانان میشوید .
او یک دیکتاتور بی رحم است و این حقیقتی ست آشکار.
دیدهبان حق؛ ثبت حقیقت، حتی وقتی تلخ است
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر