سالهاست که جمهوری اسلامی ایران با سرکوب، محدودیت و نقض گسترده حقوق اساسی مردم، آینده یک ملت را در سایه ترس و فشار قرار داده است. حکومتی که بهجای پاسخگویی به خواستههای مردم، از ابزارهای امنیتی، زندان و ارعاب برای حفظ قدرت خود استفاده کرده، بهتدریج فاصلهای عمیق میان خود و جامعه ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، بسیاری از ایرانیان دیگر جمهوری اسلامی ایران را
نماینده اراده و خواست خود نمیدانند. حکومتی که مشروعیت خود را از مردم از دست بدهد، دیر یا زود با واقعیت اراده ملی روبهرو خواهد شد. اعتراضات، نارضایتی گسترده و مهاجرت میلیونها ایرانی، نشانههایی آشکار از شکست ساختاری سیستمی است که نتوانسته آیندهای شایسته برای مردم خود فراهم کند.امروز، حرکت مردم بهسوی آیندهای روشن، نماد عبور از ساختاری است که بر پایه کنترل و سرکوب بنا شده است. مردمی که دیگر نمیخواهند در سایه ترس زندگی کنند، اکنون بهدنبال بازپسگیری سرنوشت خود هستند.
در این میان، نام رضا پهلوی برای بسیاری از ایرانیان بهعنوان شخصیتی دارای مشروعیت ملی و نماد اتحاد دوباره مطرح شده است. مشروعیت او از طریق زور یا قدرت تحمیلشده به دست نیامده، بلکه از حمایت و اعتماد بخشی از مردم شکل گرفته است. او بارها بر اصولی مانند دموکراسی، آزادی، حاکمیت مردم و احترام به حقوق بشر تأکید کرده است.
در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران کشور را به انزوا، بحران اقتصادی و بیاعتمادی عمومی کشانده است، بسیاری از ایرانیان بهدنبال رهبری هستند که بتواند مسیر بازسازی، ثبات و بازگشت شکوه ایران را هموار کند. برای بخشی از جامعه، رضا پهلوی نماد این امکان و این امید است.
امروز، آینده ایران نه در دست ساختارهای فرسوده قدرت، بلکه در اراده مردمی است که تصمیم گرفتهاند مسیر جدیدی را آغاز کنند. مسیری بهسوی آزادی، کرامت انسانی و بازگشت ایران به جایگاه واقعی خود.
دیدهبان حق
صدای عبور از سرکوب، صدای آینده ایران

بعد از عبور از رژیم جمهوری اسلامی تازه مردم میفهمن خیلی زود تر با درمان این غده سرطانی میتونستن به آرامش برسن.
پاسخ دادنحذف