علی خامنهای، بهعنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران، طی دههها در رأس سیستمی قرار داشته که بقای آن نه بر پایه رضایت مردم، بلکه بر پایه ترس، سرکوب و خاموشکردن صدای مخالفان بنا شده است. در این ساختار،
قدرت در دستان فردی متمرکز شده که هیچ سازوکار واقعی برای پاسخگویی به مردم در برابر او وجود ندارد.در دوران رهبری او، اعتراضات مردمی بارها با خشونت پاسخ داده شدهاند. خیابانهایی که مردم برای بیان خواستههای خود به آن قدم گذاشتند، به صحنه سرکوب تبدیل شدند. بازداشتهای گسترده، زندان، شکنجه و صدور احکام سنگین، به ابزارهایی برای حفظ قدرت تبدیل شدهاند.
این واقعیت، تصویری آشکار از حکومتی ارائه میدهد که از صدای مردم هراس دارد. حکومتی که به جای شنیدن خواستههای شهروندان، تلاش کرده است با ایجاد فضای ترس، کنترل خود را حفظ کند. در چنین ساختاری، رهبر نه نماد اراده مردم، بلکه نماد سیستمی است که آزادی را تهدیدی برای بقای خود میبیند.
نام علی خامنهای با ساختاری گره خورده است که در آن، قدرت مطلق در برابر حقوق مردم قرار گرفته است. ساختاری که در آن، ابزارهای امنیتی به جای حفاظت از شهروندان، برای خاموشکردن آنان به کار گرفته شدهاند.
این چهره واقعی قدرتی است که بقای خود را نه در اعتماد مردم، بلکه در سکوت اجباری آنان جستجو میکند.
دیدهبان حق
صدای حقیقت، در برابر قدرت مطلق

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر