خشونت خانگی علیه زنان در جمهوری اسلامی ایران یک استثنا یا «مسئله خانوادگی» نیست؛
بلکه یک نقض ساختاری و مداوم حقوق بشر است که در سایهی سکوت، قوانین ناکارآمد و تبعیض نهادینهشده ادامه دارد.
بسیاری از زنان در جمهوری اسلامی ایران، در فضایی که باید امنترین مکان باشد، با خشونت فیزیکی، روانی، جنسی و اقتصادی روبهرو هستند؛ خشونتی که اغلب نهتنها مجازات نمیشود، بلکه با توصیه به «تحمل»، «سازش» و «حفظ خانواده» توجیه میگردد.
نبود قانون جامع برای مقابله با خشونت خانگی، وابستگی اقتصادی زنان، محدودیتهای حقوقی در طلاق و حضانت، و نگاه تبعیضآمیز حاکم بر ساختار قضایی، زنان را در چرخهای از ترس و بیپناهی گرفتار کرده است. در چنین شرایطی، خروج از رابطهی خشونتآمیز برای بسیاری از زنان پرهزینه یا ناممکن میشود.
از منظر حقوق بشر، دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است از زنان در برابر خشونت محافظت کند، حتی اگر این خشونت در فضای خصوصی رخ دهد. ناتوانی یا امتناع دولت از انجام این وظیفه، بهمعنای مسئولیت مستقیم دولت در نقض حقوق زنان است.
خشونت خانگی فقط زخم بر بدن نیست؛
سلب کرامت، امنیت و حق انتخاب است.
و سکوت دولت در برابر آن، بهمعنای تداوم بیعدالتی است.
دیدهبان حق؛ علیه خشونت، در کنار زنان
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر