۱۴۰۴ اسفند ۲۱, پنجشنبه

نفس های آخر دیکتاتوری

نفس های آخر دیکتاتوری

سمانه محمدی

 


جمهوری اسلامی ایران، این رژیم فاشیستی، تروریستی و غارتگر که ۴۷ سال است بر جان و مال مردم ایران چنگ انداخته، نه یک حکومت قانونی، بلکه یک باند جنایت سازمان‌یافته است که با ایدئولوژی مرگ، فساد فراگیر و خشونت سیستماتیک، ایران را به ویرانه‌ای تبدیل کرده است.

این رژیم از همان روزهای نخست با اعدام‌های گسترده، شکنجه مخالفان، غارت منابع ملی و سرکوب هر صدای آزادی‌خواه، نشان داد که هیچ ارتباطی با خواست و منافع مردم ایران ندارد. جمهوری اسلامی نه نماینده ملت ایران، بلکه اشغالگر داخلی آن است؛ زندانی بزرگ که در آن آزادی، عدالت، رفاه و حتی زندگی عادی جایی ندارد. امروز، در حالی که این رژیم زیر ضربات سنگین جنگ خارجی و خشم انباشته داخلی در حال متلاشی شدن است، چهره واقعی‌اش بیش از همیشه آشکار شده: یک تهدید وجودی برای مردم ایران، برای منطقه و برای صلح جهانی. این رژیم باید برای همیشه از صحنه تاریخ محو شود تا ایران بتواند دوباره نفس بکشد، رشد کند و به جایگاه واقعی خود بازگردد. این نه یک آرزوی دور، بلکه یک ضرورت تاریخی و اخلاقی است. از آغاز سال ۲۰۲۶ میلادی (دی ۱۴۰۴) به بعد، جمهوری اسلامی تهدیدهای خود را به سطحی بی‌سابقه رسانده است. داخل کشور، نیروهای سرکوبگر سپاه و بسیج با دستور مستقیم از بالاترین سطوح، هرگونه تجمع یا صدای اعتراضی را با سلاح‌های جنگی و گازهای سمی پاسخ می‌دهند. رسانه‌های حکومتی مردم را عامل خارجی، تروریست و خائن می‌خوانند تا توجیهی برای کشتار گسترده‌تر بسازند. تهدید به قطع کامل اینترنت، تیراندازی مستقیم به تجمعات، و حتی استفاده از سلاح‌های سنگین علیه مناطق مسکونی، بخشی از این استراتژی وحشت‌آفرینی است.در خارج از کشور نیز رژیم تهدیدهای مستقیم‌تری دارد. خانواده‌های ایرانیان خارج‌نشین که در اعتراضات شرکت می‌کنند یا از سقوط رژیم حمایت می‌کنند، در داخل تحت فشار شدید قرار می‌گیرند: از بازداشت و شکنجه فرزندان و نزدیکان تا تهدید به مصادره اموال و حتی تهدید به مرگ. رژیم علناً اعلام کرده که هر کس علیه نظام موضع بگیرد، هدف مشروع استو این شامل تهدیدهای سایبری، ترورهای احتمالی و فشار بر دولت‌های میزبان مخالفان می‌شود. این تهدیدها در سایه جنگ تشدید شده تا رژیم با ایجاد جو ترس، مانع حمایت گسترده مردمی از حمله خارجی شود. اما این اقدامات، به جای ترساندن مردم، تنها ضعف و وحشت رژیم را نشان می‌دهد؛ رژیمی که می‌داند پایانش نزدیک است و آخرین نفس‌هایش را با خشونت می‌کشد.کشتار دی ماه ۱۴۰۴: یکی از سیاه‌ترین جنایات تاریخ معاصر ایرانکشتار دی ماه ۱۴۰۴ یکی از وحشتناک‌ترین فصل‌های تاریخ جمهوری اسلامی است که به عنوان هولوکاست بازار رشت یا بابی‌یار ایران در خاطره جمعی مردم ثبت خواهد شد. اعتراضات سراسری از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ به دلیل بحران اقتصادی فلج‌کننده، تورم سرسام‌آور، کمبود شدید سوخت و مواد غذایی، فساد بی‌حد مقامات و ناتوانی کامل در مدیریت کشور آغاز شد. مردم در تهران، اصفهان، رشت، شیراز، تبریز، مشهد و ده‌ها شهر دیگر به خیابان‌ها آمدند و با شعارهایی چون مرگ بر خامنه‌ای، ایران رو پس می‌گیریم خشم انباشته ۴۷ ساله خود را فریاد زدند.از ۸ ژانویه رژیم با دستور مستقیم علی خامنه‌ای، سرکوب خونین را آغاز کرد. نیروهای ویژه سپاه و بسیج با سلاح‌های جنگی به سوی معترضان شلیک کردند؛ بازار رشت به آتش کشیده شد، خیابان‌های تهران و اصفهان به میدان جنگ تبدیل شد و هزاران نفر با تیر مستقیم به سر و سینه جان باختند. گزارش‌های شاهدان عینی و ویدیوهای منتشرشده نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی زخمی‌ها را در بیمارستان‌ها به قتل می‌رساندند، اجساد را ربودند و حتی کودکان و نوجوانان را هدف قرار دادند. اینترنت سراسری قطع شد تا جهان شاهد جنایات نباشد، اما تصاویر دلخراش خون روی آسفالت، اجساد روی زمین و فریادهای مادران، حقیقت را به گوش جهانیان رساند.بر اساس گزارش‌های مستند سازمان‌های حقوق بشری، شاهدان و منابع مستقل، تعداد کشته‌شدگان بین ۲۰۰۰ تا بیش از ۳۶۰۰۰ نفر تخمین زده می‌شود. شهرهای رشت، تهران، اصفهان و شیراز بیشترین تلفات را دیدند. این کشتار نه تنها اعتراضات را سرکوب نکرد، بلکه آتش خشم مردم را شعله‌ورتر کرد، آخرین مشروعیت رژیم را از بین برد و زمینه‌ساز حمله خارجی شد. کشتار دی ماه، سند نهایی جنایتکاری جمهوری اسلامی است؛ رژیمی که نتوانست با سرکوب داخلی مردم را کنترل کند، حالا با جنگ خارجی روبه‌رو شده و در حال فروپاشی است. جنگ فعلی، که به نام عملیات خشم حماسی یا جنگ ایران-اسرائیل-آمریکا شناخته می‌شود، از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ (۹ اسفند ۱۴۰۴) آغاز شد. در روز اول، ائتلاف نیروهای مشترک آمریکا و اسرائیل با بیش از ۹۰۰ حمله هوایی و موشکی دقیق و ناگهانی، ضربه‌ای ویرانگر به رژیم وارد کرد. علی خامنه‌ای و ده‌ها مقام ارشد نظامی و سیاسی در همان ساعات اولیه کشته شدند. سایت‌های هسته‌ای نطنز و فردو، پایگاه‌های موشکی سپاه، مراکز فرماندهی در تهران و قم، و سامانه‌های پدافند هوایی سراسر کشور هدف قرار گرفتند. بیش از ۲۰۰۰ کشته اولیه در ایران، لبنان و اسرائیل گزارش شد.در روزهای ۱ تا ۳ مارس، حملات به زیرساخت‌های نظامی باقی‌مانده ادامه یافت. رژیم در پاسخ، صدها موشک بالستیک و هزاران پهپاد به سمت اسرائیل، پایگاه‌های آمریکایی در خلیج فارس، امارات و عربستان شلیک کرد، اما بیش از ۹۴ درصد آن‌ها رهگیری شد. ایران تلاش کرد با مین‌گذاری تنگه هرمز و تهدید به بستن آن، اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد، اما نیروهای ائتلاف سریعاً واکنش نشان دادند.از ۴ تا ۶ مارس، تمرکز بر نابودی توان موشکی و زیرساخت‌های نفتی رژیم بود. بیش از ۳۰۰۰ هدف نظامی در ایران نابود شد. پالایشگاه‌های تهران به آتش کشیده شدند و آسمان پایتخت برای ساعات طولانی نارنجی‌رنگ بود. ترافیک نفتی در تنگه هرمز ۹۰ درصد کاهش یافت. حملات پهپادی ایران به کشورهای خلیج ادامه یافت، اما بدون تأثیر جدی.در هفته دوم (۷ تا ۱۲ مارس)، جنگ وارد فاز فرسایشی شد. نیروهای ائتلاف پایگاه‌های بسیج، نیروی انتظامی و مراکز امنیتی داخلی را هدف قرار دادند. نشانه‌های شکاف داخلی رژیم آشکار شده است: گزارش‌هایی از درگیری‌های مسلحانه در شورای رهبری، فرار برخی فرماندهان و نافرمانی در برخی یگان‌ها. روسیه و چین حمایت اطلاعاتی محدودی ارائه دادند، اما از دخالت مستقیم خودداری کردند. تا امروز (۱۲ مارس ۲۰۲۶)، توان موشکی ایران حدود ۹۵ درصد کاهش یافته، اقتصاد رژیم کاملاً فلج شده، هزاران نفر کشته و زخمی شده‌اند و نشانه‌های فروپاشی کامل رژیم  از جمله شورش‌های پراکنده داخلی و درخواست کمک از متحدان کاملاً مشهود است. این جنگ، که رژیم با سیاست‌های ماجراجویانه هسته‌ای و موشکی خود جرقه‌اش را زد، اکنون به سرعت به پایان عمر این رژیم نزدیک می‌شود.مردم ایران، این لحظه تاریخی است .حالا که رژیم جمهوری اسلامی زیر ضربات جنگ خارجی و خشم انباشته داخلی در حال فروپاشی است، لحظه‌ای تعیین‌کننده در تاریخ ایران فرا رسیده. مردم ایران همان مردمی که ۴۷ سال تحقیر، فقر، کشتار، تبعیض و نابودی آینده‌شان را تحمل کرده‌اند  نباید این فرصت طلایی را از دست بدهند. این رژیم با سیاست‌های ویرانگر خود نه تنها اقتصاد و فرهنگ را نابود کرد، بلکه با کشتار و تهدیدهای مداوم، ثابت کرد که هیچ‌گاه متعلق به مردم نبوده و نخواهد بود.رهبری مجتبی خامنه‌ای، که به عنوان جانشین پدرش معرفی شده، هیچ مشروعیتی ندارد. این انتخاب نه بر اساس قانون اساسی یا خواست مردم، بلکه بر پایه دیکتاتوری موروثی صورت گرفته است. مجتبی خامنه‌ای، که سال‌ها در سایه و پشت پرده قدرت عمل می‌کرد، حالا به عنوان یک شخصیت مضحک ظاهر شده است . یک آقازاده که در مراسم‌های رسمی‌اش حتی خودش حاضر نمی‌شود و به جای او از ماکت استفاده می‌کنند. این صحنه‌های خنده‌دار و تمسخرآمیز  از بیعت با کارتن و عکس ساختگی‌اش نشان‌دهنده سقوط کامل مشروعیت رژیم است. انتخاب او نه تنها رژیم را نجات نداد، بلکه آن را به یک جوک تبدیل کرد؛ یک دیکتاتوری خانوادگی که حتی ادعای جدی بودن خود را هم از دست داده و حالا در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها مسخره می‌شود.منتظر باشید.منتظر باشید تا زمان مناسب فرا برسد، تا صدای فروپاشی رژیم در خیابان‌ها طنین‌انداز شود، تا لحظه‌ای که میلیون‌ها ایرانی به خیابان‌ها بیایند و سرنوشت خود را در دست بگیرند.

این لحظه، لحظه ماست.ایران منتظر ماست.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

اصلاح طلبان ناصالح ( حسن روحانی)

ایران عزیز. نوبت می رسد به حسن روحانی. مردی که با کلید تدبیر و امید و لبخندهای ساختگی آمد. قول داد همه قفلها را باز کند. تحریمها را بردارد. ...