امیررضا عطایی خرمی جوان هجده ساله اهل استان گیلان شامگاه چهاردهم اسفند با شلیک مستقیم گلوله نیروهای
سرکوبگر در خیابان رضوانشهر جان باخت او تنها با مادرش زندگی میکرد نانآور خانواده بود همزمان درس میخواند و کار میکرد تا هزینههای زندگی را تأمین کند امیررضا کوهنورد حرفهای بود و به بسیاری از قلههای گیلان صعود کرده بود این علاقه نشان از روحیه ماجراجو طبیعتدوست و پرانرژی او داشت گیلان با ارتفاعات البرز غربی قلههای متنوعی مانند مناطق ماسال تالش دیلمان اشکورات املش و رضوانشهر دارد احتمالاً صعودهای او به قلههای محلی شناختهشده مانند اولسبلنگاه در ماسال آقداش یا شاه معلم در تالش و مسیرهای اشکورات و دیلمان بوده استبر اساس گزارشهای شاهدان رسانههایی مانند ایران اینترنشنال توانا و گروه اقدام مشترک او در خیابان حضور داشت نیروهای حاضر از او پرسیدند چرا آنجا مانده پس از درگیری لفظی مستقیم به سمتش شلیک کردند مأموران پیکرش را بردند و سه روز بعد حدود هفدهم اسفند به خانواده تحویل دادند خانواده تحت فشار و تهدید قرار گرفت تا علت مرگ را چیز دیگری مانند سکته اعلام کند این تاکتیک برای پنهان کردن جنایت رایج است
خبر مرگ او ابتدا از طریق پیام مخاطبان به ایران اینترنشنال در نهم مارس منتشر شد سپس در روزهای بعد در شبکههای اجتماعی مانند ایکس اینستاگرام و فیسبوک با هشتگهایی نظیر امیررضا_عطایی_خرمی و نه_به_جمهوری_اسلامی گسترده گردید سازمان Witness Report او را در فهرست جانباختگان شلیک گلوله ثبت کرد کاربران بسیاری با پیامهای تسلیت و عکس یاد او را گرامی داشتند و این واقعه را نمونهای دیگر از خشونت علیه شهروندان عادی دانستند
امیررضا نه معترض شناختهشدهای بود و نه بخشی از جنبش بزرگ او جوانی معمولی بود که زندگی روزمرهاش را در خیابان میگذراند اما یک درگیری ساده لفظی به قیمت جانش تمام شد داستان او یادآور این حقیقت تلخ است که در این نظام حتی حضور ساده در خیابان میتواند مرگبار باشد ثبت نام زندگی کوتاه و مرگ ناگهانی او از تلاش برای خانواده تا صعود به قلههای گیلان تلاشی است برای حفظ حافظه جمعی در برابر فراموشی و سانسور حکومتی.
روحش شاد و یادش گرامی باد

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر