ایران عزیز. ۴۵ سال است که این رژیم با دو دست چپ و راست مردم را فریب میدهد. یک دستش اصولگرای تندرو و سرکوبگر دست دیگرش اصلاح طلب ناصالح و ریاکار.
اینها نه اصلاح طلباند نه ناجی. بلکه نگهبانان همان سیستم فاسد غارتگر و ضدایرانیاند که کشور را به خاک و خون کشیده. شعار اصلاح از درون فقط یک دروغ بزرگ بوده برای مشروعیتبخشی به ولایت فقیه. ادامه سرکوب و حفظ سفرههای رانت و فساد. و اگر بخواهیم ریشه این فساد سازمانیافته و مافیای اقتصادی را پیدا کنیم باید مستقیم برویم سراغ پدرخوانده اصلاح طلبان. اکبر هاشمی رفسنجانی. مردی که با عنوان سردار سازندگی وارد تاریخ شد اما در عمل سردار غارتگری و معمار مافیای خانوادگی بود. بیایید مفصل و بی پروا هر آنچه از کارنامه سیاه او و خاندانش میدانیم رو کنیم. چون این آدم و خانوادهاش نماد واقعی فساد ریشهدار در این نظاماند.هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ و درگذشته ۱۳۹۵. از همان روزهای اول انقلاب یکی از ستونهای اصلی و غیرقابل جایگزین نظام بود. رئیس مجلس اول. رئیس جمهور دو دوره از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام. رئیس مجلس خبرگان رهبری و دهها سمت کلیدی دیگر. اما پشت همه این عناوین مقدس یک امپراتوری اقتصادی عظیم و تاریک ساخته شد که هنوز هم سایه سنگینش بر کل اقتصاد ایران افتاده. او و خانوادهاش همیشه ادعا میکردند ثروتمون بعد از انقلاب کمتر شده. هاشمی خودش بارها تکرار میکرد که قبل از انقلاب ۲۰۰ تا ۳۰۰ قطعه زمین در قم داشته و حالا فقط ۲۰ قطعه مانده. اما مردم و رسانههای مستقل و گزارشهای بینالمللی این حرفها را مسخره میدانستند. مجله فوربز در سال ۲۰۰۳ ثروت شخصی او را بیش از یک میلیارد دلار تخمین زد. رقمی نجومی برای آن دوران در ایران. شایعات اما خیلی بالاتر میرفتند. برخی منابع و گزارشهای افشاگرانه میگفتند ثروت واقعی خانواده رفسنجانی به میلیاردها دلار رسیده. آنها صاحب املاک لوکس در برج خلیفه دبی. هتلهای گرانقیمت. شرکتهای صوری متعدد. بنیادهای عظیم و نفوذ کامل در بخش نفت. پتروشیمی. انبوهسازی و حتی دانشگاه آزاد اسلامی بودند که ارزشش را بین ۲۰ تا ۲۵ میلیارد دلار تخمین زدهاند و عملاً به یک ماشین پولشویی خانوادگی تبدیل شده بود.
هاشمی با شعار سازندگی بعد از جنگ تحمیلی آمد. خصوصیسازیهای صوری. گرفتن وامهای خارجی کلان. افزایش بیرویه نرخ ارز و سدسازیهای عظیم و بیحساب. اما نتیجه واقعیاش چه بود. تورم نجومی که هنوز هم مردم از آن رنج میبرند. شکاف طبقاتی وحشتناک و ایجاد شبکههای مافیایی طایفهای که تا امروز ادامه دارد. منتقدان و گزارشهای اقتصادی داخلی و خارجی میگویند سیاستهای او دقیقاً بذر همان فساد ساختاری را کاشت که امروز همه جای اقتصاد ایران را گرفته. طبق محاسبات شفافیت بینالملل و برخی گزارشهای داخلی. فساد اقتصادی در دولت او روزانه حدود ۲۳۹ هزار دلار بوده. رقمی که پایه بسیاری از غارتهای بعدی شد و هنوز هم ادامه دارد. سدسازیهای بیرویهاش هم فاجعه زیستمحیطی عظیمی به بار آورد. دریاچه ارومیه خشک شد. رودخانهها مردند. اما برای هاشمی مهم نبود. مهم فقط حفظ قدرت و پر کردن جیب خودش و اطرافیان بود. شایعات میگفتند حتی اعلام اولیهاش درباره ۱۰ میلیارد دلار ذخیره ارزی بعد از انقلاب هم بخشی از یک بازی بزرگ بوده تا مردم فکر کنند رژیم ثروتمند است. در حالی که بعداً گزارشها نشان داد ذخایر واقعی خیلی بیشتر بوده و بخش عظیمی از آن ناپدید شده و به جیب مافیای خانوادگی و بنیادها رفته.
مافیای خانوادگی. فرزندان و غارت اموال عمومی.
اینجا داستان واقعاً کثیف و شرمآور میشود. خانواده هاشمی به مافیای اقتصادی و حتی اختاپوس معروف شد. لقبی که برخی اصولگرایان مثل حمید رسایی به آنها دادند و خانواده هم شکایت کردند اما هیچوقت نتوانستند تکذیب کنند.
مهدی هاشمی رفسنجانی. پسر سوم. معروفترین و بدنامترین پرونده فسادش مربوط به دریافت رشوههای کلان از شرکتهای نفتی اروپایی برای قراردادهای پارس جنوبی است. شرکت نروژی Statoil بیش از ۱۵ میلیون دلار رشوه از طریق شرکت صوری Horton Investments که مستقیماً کنترلشده توسط مهدی بود پرداخت کرد. دادگاههای نروژ و فرانسه این پرونده را کامل بررسی کردند. شرکت فرانسوی Total هم درگیر بود و در سال ۲۰۱۸ دادگاه پاریس Total را به خاطر فساد مقام عمومی خارجی محکوم کرد. در ایران خود مهدی به ۱۰ یا ۱۵ سال زندان برای اختلاس. ارتشا و جرایم امنیتی محکوم شد. هرچند بعداً با حکم مشروط آزاد شد. شایعات اما خیلی بدتر و گستردهتر بودند. میگفتند او شریک مستقیم هتلهای لوکس دبی مثل هتل ۲۰۰ و ویلاهای ساحل جمیره بوده. ثروتش افسانهای است و حلقه اصلی همه رانتهای نفتی و پتروشیمی در دهههای ۷۰ و ۸۰ بوده.
محسن هاشمی رفسنجانی. پسر ارشد. که رئیس شورای شهر تهران شد و مترو ساخت. اما شایعات و گزارشها از کنترل شرکتها و بنیادهای عظیم داخل و خارج کشور حرف میزنند. املاک و سرمایهگذاریهای میلیاردی او در دبی و ایران. حتی گفته میشد هلدینگها و بنیادهای مرتبط با خانواده صدها میلیون تا میلیاردها دلار سرمایه دارند و عملاً اقتصاد را به جیب خودشان میریزند.
یاسر هاشمی رفسنجانی. پسر کوچک. املاک لوکس در دبی و معاملات ملکی عظیم در تهران. شایعات ثروت او را صدها میلیون دلار تخمین میزدند و برخی منابع ادعا میکردند او هم در شبکه رانتهای خارجی دست داشته.
فائزه هاشمی. دخترش که گاهی با ظاهر منتقد جلوه میکرد. اما خانوادهاش از همه رانتهای سیاسی و اقتصادی بهره میبرد. شایعات حتی به ثروت افسانهای همسر هاشمی. عفت مرعشی. هم کشیده میشد. برخی ویدیوها و گزارشهای افشاگرانه ادعا میکردند املاک و داراییهای عظیمی در اختیار خانواده است که از بیتالمال و رانتهای دولتی تأمین شده.
هاشمی با نفوذ عمیق در بنیادها مثل بنیاد مستضعفان. شرکتهای صوری متعدد و شبکههای فامیلی گسترده. اقتصاد کشور را به جیب خودش و اطرافیانش سرازیر کرد. حتی بعد از مرگش در ۱۳۹۵. اصلاح طلبان از او به عنوان عقل معاش و پدر اصلاحات یاد میکردند و خاتمی و روحانی بر سر قبرش اشک تمساح میریختند. در حالی که مردم عادی از تورم وحشتناک. فقر گسترده و غارت بیرحمانه ناله میکردند. شایعات مرگ او هم بسیار زیاد بود. برخی میگفتند مرگ طبیعی نبوده و حتی به روحانی یا رقبای داخلی نسبت میدادند. اما هیچوقت هیچکدام ثابت نشد و فقط به عنوان یک شایعه تاریک در تاریخ این رژیم ماند.
نقش سیاسی تاریک. از ادامه جنگ تا قتلهای زنجیرهای.
هاشمی نه تنها اقتصاد را غارت کرد. بلکه در سیاست هم دستش به خون و دروغ آلوده بود. در دهه ۶۰. در تصمیمات کلیدی جنگ تحمیلی نقش مستقیم داشت. حتی بعد از فتح خرمشهر. ادامه جنگ را ترویج میداد و هزاران جوان ایرانی را به کام مرگ فرستاد. در دوران ریاست جمهوریاش. قتلهای زنجیرهای روشنفکران و مخالفان مثل داریوش فروهر. پروانه اسکندر. مجید شریف و دهها نفر دیگر رخ داد. هرچند مستقیماً متهم نشد. اما جو امنیتی سنگین و عدم برخورد جدی با قاتلان دقیقاً در زمان او حاکم بود. شایعات میگفتند وزارت اطلاعات تحت نفوذ مستقیم او یا اطرافیانش بوده و قتلها برای ساکت کردن هر صدای انتقادی انجام شده. بعداً هم در ماجرای میکونوس. ترور مخالفان در آلمان. نام هاشمی به عنوان یکی از متهمان اصلی مطرح شد و دادگاه آلمان حکم غیابی صادر کرد.
اوشاید خودش را مستقیما اصلاح طلب نمی نامید اما همیشه خودش را عملگرا و میانهرو نشان میداد. اما در عمل. نظام ولایت فقیه را با تمام قدرت حفظ کرد. سرکوب را مدیریت کرد و فقط وقتی منافع خودش و خانوادهاش به خطر افتاد. کمی اصلاح طلب شد. مثل حمایت از جنبش سبز ۸۸. شایعات زیادی هم درباره نقش پنهان او در قدرتگیری خامنهای یا اختلافات عمیق اما پوشیده با او وجود داشت. از افشاگریهای پنهان درباره ثروت فرزندان خامنهای گرفته تا فشارهای متقابل و بازیهای پشتپرده قدرت.
هاشمی رفسنجانی نشان داد اصلاح از درون یعنی غارت از درون. مافیای خانوادگیاش. تورم سازندگیاش. رشوههای نفتی فرزندانش. ثروت افسانهایشان. املاک دبی. هتلها. بنیادها. دانشگاه آزاد و حتی شایعات بیپایان درباره قتلها. مرگ مشکوک و شبکههای رانت بینالمللی. همه سند زنده و محکم است بر این ادعا که شما هیچوقت برای مردم نیامدید. فقط برای حفظ قدرت. پر کردن جیبهایتان و ادامه استبداد ولایت فقیه.
اما دیگر مردم بیدارند. زمان تمام شدن این بازی دوقطبی فرارسیده.
نه به اصلاح طلبان ناصالح. نه به اصولگرایان فاسد. فقط ایران آزاد
سمانه محمدی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر