ایران عزیز. بعد از هاشمی رفسنجانی و مافیای خانوادگی اش. نوبت می رسد به مردی که به عنوان رهبر اصلی جریان اصلاح طلبان شناخته می شد. محمد خاتمی. رئیس جمهور گفتگوی تمدنها،جامعه مدنی،
بهار آزادی و کاهش تنش با جهان. او در سال ۱۳۷۶ با رأی عظیم بیش از بیست میلیون ایرانی به قدرت رسید. وعده آزادی مطبوعات. جامعه مدنی. گفتگوی تمدنها. اصلاح از درون. پایان انزوای ایران و ایجاد فضایی باز برای نقد و گفتگو داد. مردم امیدوار شدند. روزنامه ها یکی پس از دیگری منتشر شد. فضای فرهنگی و سیاسی کمی بازتر گردید. جو امید در جامعه دمید. خاتمی با لبخند مهربان و سخنرانیهای پر از کلمات قشنگ مثل جامعه مدنی و گفتگوی تمدنها به نماد اصلاحات تبدیل شد. اما این فقط ظاهر ماجرا بود. در باطن خاتمی به عنوان رهبر اصلاح طلبان هیچوقت جرات نکرد با هسته اصلی قدرت یعنی ولایت فقیه و نهادهای امنیتی و نظامی در بیفتد. او همیشه در چارچوب نظام ماند و اصلاحاتش فقط به اندازه ای بود که رژیم نفس بکشد. مشروعیت بین المللی بگیرد و خشم مردم را موقتا کنترل کند. نتیجه هشت سال ریاست جمهوری او با سرکوب خونین. فیلترینگ گسترده مطبوعات. حصر مخالفان و شکست کامل و شرم آور پروژه اصلاحات به پایان رسید و مردم را با ناامیدی عمیق رها کرد.یکی از سیاه ترین و فراموش نشدنی ترین نقاط کارنامه او به عنوان رهبر اصلاح طلبان حمله وحشیانه به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸ است. دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام تجمع مسالمت آمیز برگزار کردند. اما نیروهای لباس شخصی. بسیج و پلیس به خوابگاه ها ریختند. دانشجویان را با باتوم و چاقو زدند. از پنجره طبقات بالا پرت کردند. تعدادی را کشتند و صدها نفر را زخمی و زندانی کردند. خاتمی ابتدا در ظاهر حمله را محکوم کرد و آن را تاوان پیگیری قتلهای زنجیره ای نامید. اما خیلی سریع عقب نشینی کرد. به جای حمایت واقعی و قاطع از دانشجویان معترض. آن ها را متهم به برهم زدن امنیت ملی و ایجاد آشوب کرد. فرماندهان سپاه پاسداران نامه تهدیدآمیز مستقیم به او نوشتند که اگر سرکوب را قویتر انجام ندهی. خودمان وارد عمل می شویم و مسئولیت را به عهده نمی گیریم. خاتمی به عنوان رهبر اصلاح طلبان تسلیم شد. دانشجویان را تنها گذاشت. هیچ اقدام جدی برای مجازات عاملان اصلی انجام نداد و اجازه داد سرکوب ادامه پیدا کند. این فاجعه اعتماد نسل جوان به کل پروژه اصلاحات را برای همیشه نابود کرد. بسیاری از همان دانشجویان بعدا در مصاحبه ها و خاطراتشان گفتند خاتمی بزرگترین خیانت را به ما کرد و با سکوت و عقب نشینی اش عملا به سرکوب کمک کرد. این اتفاق نشان داد که رهبر اصلاح طلبان حتی در برابر کوچکترین چالش جدی حاضر نیست از خط قرمزهای ولایت فقیه عبور کند.
در دوران ریاست جمهوری خاتمی به عنوان رهبر اصلاح طلبان قتلهای زنجیره ای روشنفکران و مخالفان مثل داریوش فروهر و پروانه اسکندر. مجید شریف. محمد مختاری. احمد میرعلایی و دهها نفر دیگر ادامه داشت یا افشا شد. سعید امامی معاون امنیت وزارت اطلاعات متهم اصلی شناخته شد اما خاتمی وزیر اطلاعات وقت قربانعلی دری نجف آبادی را برکنار کرد و پرونده را به تیمی خارج از وزارت اطلاعات سپرد. با این حال هیچوقت ریشه اصلی یعنی دستورات بالاتر از وزیر را پیگیری نکرد. بسیاری از آمران و عاملان واقعی هرگز محاکمه جدی نشدند و پرونده ها نیمه تمام رها شد. خاتمی با سکوت انتخابی و مدیریت رسانه ای سعی کرد این جنایات را به پای افراد خودسر و افراطی بنویسد تا چهره نظام حفظ شود. شایعات زیادی هم در میان مخالفان و فعالان سیاسی وجود دارد که برخی نزدیکان خاتمی از قبل از این قتلها اطلاع داشتند اما برای حفظ قدرت و جلوگیری از فروپاشی رژیم سکوت کردند. حتی گفته می شد او از جزئیات برخی عملیات اطلاع داشت اما ترجیح داد نظام را سفید کند و به جای افشاگری واقعی فقط چند قربانی کوچک را فدا کرد تا بزرگترها حفظ شوند. این رفتار او به عنوان رهبر اصلاح طلبان نشان داد که اولویتش همیشه حفظ نظام بوده نه عدالت یا آزادی واقعی.
فساد اقتصادی هم در دولت خاتمی به عنوان رهبر اصلاح طلبان بی سابقه نبود و پایه بسیاری از شبکه های رانت بعدی را گذاشت. گزارش دیوان محاسبات در آخرین سال ریاست جمهوری اش نشان داد بیش از شش میلیارد دلار درآمد نفتی به خزانه واریز نشده. برداشت پنجاه میلیارد دلار از صندوق ذخیره ارزی با تخلف یکصد و سی درصدی رکورد زده و باعث شد بسیاری از منابع ملی به هدر برود. پرونده هایی مثل شرکت ایران مارین سرویس با اتهامات اختلاس و رانت. مفاسد گسترده در شهرداری تهران تحت حمایت غلامحسین کرباسچی شهردار وقت و برخی رانتهای پتروشیمی و قراردادهای نفتی در دوران او مطرح شد. هرچند حجم فساد نسبت به دولتهای احمدی نژاد و روحانی کمتر به نظر می رسید اما منتقدان می گویند پایه بسیاری از شبکه های رانت خانوادگی و طایفه ای را همین دوره گذاشت. شایعات درباره خانواده خاتمی هم بسیار گسترده و مداوم بوده. دخترش لیلا خاتمی سالها در آمریکا زندگی کرده و در دانشگاههای معتبر تدریس می کند. برخی گزارشها و شایعات افشاگرانه از زندگی لوکس فرزندان و نزدیکان در خارج از کشور حرف می زنند. ثروتهای افسانه ای. هلدینگهای مرتبط با فامیل. ارتباطهای پنهان با شبکه های مالی و تجاری خارج از کشور و حتی استفاده از رانتهای دولتی برای سرمایه گذاریهای شخصی. خاتمی خودش همیشه انکار کرده و گفته فساد سیستماتیک است و اصلاح طلب و اصولگرا نمی شناسد اما مردم این حرفها را باور نکردند و آن را توجیهی برای تداوم فساد در رژیم دانستند.
خاتمی در نامه معروف به آینده و سخنرانیهای آخر ریاست جمهوری اش به عنوان رهبر اصلاح طلبان صراحتا اعتراف کرد که پروژه اصلاحات شکست خورده. گفت برای جلوگیری از شورش گسترده و حفظ نظام مجبور به عقب نشینی شده. دانشجویان در سال ۱۳۸۳ مستقیم رو به روی او ایستادند و فریاد زدند خاتمی خاتمی شرم بر تو. او نتوانست حتی یک قانون مهم و کلیدی مثل قانون مطبوعات یا نظارت استصوابی را علیه شورای نگهبان و نهادهای مخالف اصلاحات به تصویب برساند. مطبوعات یکی یکی بسته شد. فعالان سیاسی و دانشجویی زندانی شدند. فضای باز اولیه به سرعت به خفقان تبدیل شد و در نهایت راه برای پیروزی احمدی نژاد در انتخابات ۱۳۸۴ باز شد. خاتمی بعدا در جنبش سبز ۸۸ از میرحسین موسوی و مهدی کروبی حمایت کرد اما باز هم داخل چارچوب نظام ماند. هرگز نگفت مشکل اصلی خود ولایت فقیه است و فقط به تقلب انتخاباتی اعتراض کرد. حالا هم هر از گاهی بیانیه ملایم می دهد و از دموکراسی و حقوق بشر حرف می زند اما عملا هیچ حسابرسی واقعی از هشت سال ریاست جمهوری اش نکرده. نه از سرکوب ۱۸ تیر. نه از قتلهای زنجیره ای. نه از برداشتهای مالی کلان. شایعات زیادی هم درباره نقش پنهان او در حفظ رژیم وجود دارد. برخی تحلیلگران و مخالفان می گویند خاتمی بخشی از معامله بزرگ داخلی بوده. او توسط بخشهایی از نظام انتخاب شد تا خشم مردم را جذب کند. آن را به کانال اصلاحات هدایت کند و در نهایت رژیم را از فروپاشی نجات دهد. حتی گفته می شد در سالهای بعد با برخی نهادهای امنیتی هماهنگ عمل می کرد تا اعتراضات را کنترل و مهار کند و جلوی تبدیل شدن آن به جنبش سرنگونی را بگیرد.
اصلاح طلبان ناصالح. محمد خاتمی به عنوان رهبر شما الگوی واقعی و کامل شماست. مردی که با لبخند مهربان و کلمات زیبا امید میلیونها ایرانی را فروخت. دانشجویان را در ۱۸ تیر تنها گذاشت. قتلهای زنجیره ای را با سکوت مدیریت کرد. فساد اقتصادی را انکار کرد و در نهایت فقط به رژیم ولایت فقیه مشروعیت تازه بخشید. شما با شعار اصلاح از درون فقط رژیم را سفید کردید. مردم را خسته و ناامید ساختید و راه را برای ادامه سرکوب و غارت هموار کردید. .
مردم بیدارند. این بازی دوقطبی تمام شده. نه به اصلاح طلبان ناصالح. نه به اصولگرایان فاسد. فقط ایران آزاد.
سمانه محمدی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر